ميرزا حسن حسينى فسايى
692
فارسنامه ناصرى ( فارسى )
نمودند كه مدتى است ميرزا رضا قلى نگذاشته است كه عريضه فارسيان از لحاظ مبارك بگذرد ، پس به فرمان شاهى ، چراغ على خان از وزارت فارس معزول گرديد و نصر اللّه خان قراگوزلو كه اميرى كافى و وزيرى وافى بود به وزارت فارس سرافراز گرديد و باعث عزل چراغ على خان را وجه ديگر [ هم ] گفتهاند كه در ذيل ذكر بلوك قير و كارزين ، انشاء اللّه نگاشته شود و چراغ على خان در فنون ادبيه و عربيه و حل مشكلات اشعار فارسى مهارتى تمام داشت و در شيراز بيشتر شبها را با علما و فضلا به مسامرت و مصاحبت مىگذرانيد و ميرزا يوسف و ميرزا ابو القاسم همدانى كه هريك در علم و فضل فريد زمان بودند از اصفهان به منادمت او به شيراز آمدند و ميرزا ابو القاسم برادر كوچك ميرزا يوسف بعد از چندين سال از لباس اهل علم خارج شده ، وزير نواب محمد حسين ميرزا حشمت الدوله ، والى كرمانشاهان گرديد و او را به لقب ذو الرياستين ملقب داشتند و از مآثر چراغ على خان در شيراز كاروانسراى چراغ على خان است كه در اصل از موقوفات مرحوم امام ويردى بيك خلف بيگى بود و سالها ويرانه گشت و چراغ على خان به اذن متولى تعمير نمود و به نام او شهرت يافت چنان كه در وقايع سال 1094 نگاشته گرديد . و عيد نوروز سنه پارسئيل در روز غره ماه محرم سال : 1221 « 1 » اتفاق افتاد و شهريار ديندار به جاى جامهء زرتار لباس نيلى درپوشيد و ايام عاشورا را به تعزيهدارى خامس آل عبا گذرانيد و بعد از اين ايام چهار نفر از عقلاى ممالك ايران [ را ] انتخاب نمود و آنها را وزراى اربعه فرمود « 2 » و براى هريك ، كارى مخصوص و رتبهاى قرار داد پس رشته مهمات مملكت از نصب و عزل حكام و اميران و لشكركشى و مملكتگيرى را در كف كفايت جناب ميرزا شفيع مازندرانى « 3 » گذاشت و او را وزير اول و صدر اعظم فرمود و قرار معاملات و تشخيص جمع و خرج و وجوه ماليات و پيشكشى حكمرانان ممالك را به دست جناب حاجى محمد حسين خان « 4 » والى اصفهان سپرده او را مستوفى الممالك نموده به لقب امين الدوله سرافراز گرديد و جناب معزى اليه با آنكه درسى نخوانده و خطى نشناخته بود ، از قوت حافظه خود محاسبات را از يك تومان تا از كرور بگذرد ، به حساب بندهاى انگشتان نگاه داشتى و جمع و خرج و ضرب و قسمت را زودتر و بىخطاتر از ارباب دفاتر نمودى و نگاشتن فرامين و ملفوفهجات و تحرير مراسلات و نامههاى دولتى را به ميرزا رضا قلى نوائى « 5 » رجوع فرمود و او را منشى الممالك نمود و ايصال مواجب و جيره و علوفه سپاه و ثبت اسامى افراد لشكر و تعيين حضور و غيبت و وفات هريك را به ميرزا هدايت اللّه تفرشى « 6 » كه سيدى جليل النسب بود ، واگذاشت و او را وزير لشكر فرمود ، پس از فراغت اين امور ، فرامين به احضار لشكر از مصدر جلال صادر گشت و در موعد معين به دربار
--> ( 1 ) . برابر با 21 مارس 1806 . ( 2 ) . ر ك : ناسخ التواريخ ، ج 1 ، ص 147 ، روضة الصفا ، ج 9 ، ص 416 ، صدر التواريخ ، ص 54 . ( 3 ) . ر ك : صدر التواريخ ، ص 44 ببعد . ( 4 ) . ر ك : روضة الصفا ، ج 9 ، ص 417 . ( 5 ) . ر ك : روضة الصفا ، ج 9 ، ص 417 ، ناسخ التواريخ ، ج 1 ، ص 147 . ( 6 ) . ر ك : روضة الصفا ، ج 9 ، ص 417 ، در صدر التواريخ ، ص 55 ، آمده است كه : در ناسخ التواريخ ، در ذيل تعيين وزراى اربعه به جاى ميرزا هدايت اللّه وزير لشكر ميرزا اسد اللّه نورى پدر ميرزا آقا خان صدر اعظم آمده و جهت اين كار آن است كه سپهر در عهد صدارت ميرزا آقا خان صدر اعظم نورى بوده و عمدا چنين كرده است .